گسترش دانش و تجربه مهندسی

در این وبلاگ قصد داریم به موضوعاتی که اشخاص از زمان ورود به رشته مهندسی تا تبدیل شدن به یک مهندس مجرب با آن درگیر هستند، پرداخته شود

گسترش دانش و تجربه مهندسی

در این وبلاگ قصد داریم به موضوعاتی که اشخاص از زمان ورود به رشته مهندسی تا تبدیل شدن به یک مهندس مجرب با آن درگیر هستند، پرداخته شود

دنیای مهندسی، دنیای پر رمز و رازی است. در گذشته شاهد آن بودیم که هر رشته مهندسی قصد داشت با ایجاد مرزهایی، گرایش هایی را پدید آورد که تخصصی تر به حوزه های مزبور پرداخته شود. ولی با گسترش دانش، نه تنها مرزهای درون رشته ای کمرنگ شد، بلکه مرزهای برون رشته ای نیز اهمیت خود را از دست داد. هم اکنون یک مهندس نمی تواند بگوید از آن جا که در رشته من به این موضوع پرداخته نشده است، من این زمینه کاری دارای این موضوع را نخواهم پذیرفت. بنابراین شاهد هستیم یک استاد ریاضی در زمینه هوش مصنوعی فعالیت می کند. استاد مکانیک، پروژه هایی در زمینه ابررایانه انجام می دهد و ... .بنده با وجود آن که در زمینه مهندسی مکانیک مطالعه داشته ام، ولی به دلیل اشتراکات فراوان مخصوصا در سال های ابتدایی، برای سایر رشته ها هم مطالعه این وبلاگ خالی از فایده نخواهد بود. از طرف دیگر با مطالعه تاریخ مهندسی می بینیم که سایر رشته های مهندسی از پهلوی این مادر بیرون آمده اند.

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دانشگاه» ثبت شده است

پیش نوشت: عدم پیگیری فعالیتی مثبت باعث میشه که اون فعالیت که هنوز در روند زندگی یک فرد جا باز نکرده به راحتی حذف بشه. خدا را شکر بعد از یه مدت دوباره قسمت شد اینجا بیام. 


کمتر از یک ماه به آزمون کارشناسی دانشگاه ها باقی مانده و صدای نفس نفس زدن کنکوری ها به وضوح شنیده می شود. وقتی وضعیت این دوستان را می بینم یاد روزهای خودم می افتم که انصافا به سختی گذشت اون هم به خاطر عدم آگاهی و جو منفی. به نظر می رسد که کنکوری ها در یک ماراتونی می دوند که نمی دانند چه مسیری بروند، چگونه بروند و مقصد کجا باید باشد. همه را می بینند در حال دویدن و این ها نیز می دوند و وقتی به آن انتهای مجازی رسیدند متوجه می شوند سرابی بیش نبوده است.

دوستان بدانید آنچه که جامعه، خانواده و اطرافیانتان به شما القا می کنند الزاما بهترین گزینه نیست. چرا فکر می کنید اگر با هزار زور و ضرب در رشته تاپ مثل پزشکی تحصیل کنید آینده شما تامین است و شما فرد بااستعداد و زرنگی تلقی می شوید. اول از همه به شما می گویم علایق خود را شناسایی کنید. فعالیتهایی که واقعا باعث شادی شما می شود یا از انجام دادن اون نه تنها به عنوان یک کار بلکه به عنوان تفریح لذت می برید. هم چنین شانس ها و موقعیت های کاری اطراف خودتان را بررسی کنید. اگر پدر، برادر و یا سایر بستگان در زمینه ای مشغول هستند و احساس می کنید که می توانید در آن زمینه موفق ظاهر شوید حتما آن را نیز درنظر داشته باشید.

با بررسی موارد بالا و احتمالا مشاوره گرفتن از افراد شایسته می توانید به جمع بندی خوبی برسید و به درستی و مستقیم به سمت هدف خود حرکت کنید. کسی که مسیر را به درستی انتخاب کند حتما بداند که از نظر مالی و موقعیت اجتماعی هم به جایگاهی درخور دست پیدا می کند.

انشاءالله با انتخاب درست خود باعث شوید که دانش آموختگان یک رشته در حرفه مربوط به همان رشته وارد شوند و هم چنین از ضعف هایی که جامعه در اثر نپرداختن به برخی زمینه ها همچون علوم انسانی و مدیریتی می برد کمتر رنج ببرد و افرادی قدرتمند اصلاحاتی عمیق را باعث شوند.


پیروز و پایدار باشید

۰ نظر ۲۱ خرداد ۹۶ ، ۲۲:۱۶
عماد صادق زاده

تاکنون در مصاحبه های شغلی گوناگونی شرکت کرده ام. از شرکتی که در یک خانه کلنگی به مساحت حدود 60 متر با 3 نفر نیرو که یک نفرشان در پارکینگ کارگری می کرد تا شرکتی که مدعی منسجم ترین مدیریت با پیشرفته ترین محصولات است. از مجموعه ای که حقوق سه ماه آزمایشی ماهانه 50% حقوق مصوب وزارت کار است و پس از سه ماه واریز می شود تا صنعتی که همان ابتدای کار حقوقی در حدود 2 میلیون تومان پیشنهاد می کند. هرکدام هم روند استخدام مخصوص به خود را دارند. بعضی ها پس از مصاحبه اولیه بلافاصله مشغول به کار می شوی. بعضی حتی تا 9 ماه باید سماق بمکی.

اما مطلبی که می خواهم در اینجا مطرح کنم مربوط به خود جلسه مصاحبه است. مصاحبه ممکن است کاملا برمبنای رزومه و انتظارات طرفین باشد و هرکدام ارزیابی کنند که آیا درصورت توافق، این معامله برایشان ارزش افزوده دارد یا نه. به همین دلیل مصاحبه کننده سعی می کند با بررسی روند تحصیلی و سابقه شغلی و آگاهی از برنامه آتی او و مقایسه با جایگاهی که برای او درنظر گرفته است برای استخدام فرد تصمیم بگیرد.

از طرف دیگر برخی مصاحبه ها سعی دارند بیشتر اطلاعات فنی مصاحبه شونده را شخم بزنند. یعنی مباحثی که مثلا در طول 5 سال یا بیشتر آموخته، او باید در عرض نیم ساعت فراخوانی کند. در بعضی موارد که فرد فاصله زیادی با زمان تحصیل خود دارد این بحران وخیم تر می گردد. 

حال روی سخن من با آن مصاحبه کننده ای است که مثلا یک نما از نقشه مانند زیر را جلوی فرد می گذارد و می گوید دونمای دیگر را ترسیم کن. درسی که مثلا 10 سال پیش با آن درگیر بوده است. من دوست دارم بدانم از طرح این چنین سوالاتی دنبال چه می گردند. وقتی شمایی که به عنوان مهندس عمری را مشغول تحصیل و پس از آن احیانا کار بوده اید آیا برایتان کاری دارد در عرض چندروز مروری بر آن مباحث داشته باشید و همه چیز را به خاطر آورید. اما به نظر می رسد اگر این گونه سوالات مغرضانه مطرح نشود فرد از نظر درونی ارضا نشده است. احساس می کند که رزومه بازگوشده بالاتر از خودش است. پس باید به نوعی خط بطلانی بر آن بکشد و این با مطرح کردن سوالی از مباحث پایه ای مهندسی به صورت دشوار میسر می شود.

تجربه نشان داده است که آمادگی ذهنی بالا و اعتماد به نفس نقش مهمی در ارائه مناسب توانایی های مصاحبه شونده دارد. ممکن است یک سوال از طراحی اجزاء مطرح شود. پس از آن مباحث رزومه ای و برنامه های آینده به زبان انگلیسی پرسیده شود. و به همین ترتیب.

یکی از جالب ترین وجوه رشته های فنی به ویژه مهندسی مکانیک گستردگی فوق العاده زیاد آن است. این مطلب از یک طرف دست فارغ التحصیلان این رشته را باز می گذارد تا زمینه مورد علاقه مطالعاتی و شغلی را انتخاب کنند. از طرف دیگر یک چالش عمده برای مهندسان تازه وارد یا جویای کار است. به عنوان مثال طرف درمورد چرخدنده ها تنها در حد یک مبحث از مباحث طراحی اجزا 2 اطلاعات دارد. این درصورتی است که در مصاحبه یا پس از استخدام انتظار یک مهندس باسابقه از این فرد دارند و درنتیجه صنعتگر دانشگاه را زیرسوال می برد و بدین ترتیب از آموزش مهندس تازه وارد و ایجاد حلقه ای بین آموخته ها و آنچه در عمل پیاده می شود سر باز می زند و نهایتا این می شود که صنعت چیز جدیدی به ندرت از خود بیرون می دهد. تنها مصرف کننده تکنولوژی است. چون در ابتدای ورود به او گفته می شود هرچه آموخته ای به جز سطل زباله کاربرد دیگری ندارد.

در عکس زیر جواب سوال بالا که در نرم افزار سالیدورکس رسم شده است، به نمایش گذاشته است. 

drawing




۰ نظر ۲۹ بهمن ۹۴ ، ۲۰:۳۷
عماد صادق زاده

من سعی می کنم هراز گاهی نگاهی به خارج از رشته خودم داشته باشم. یکی از زمینه هایی که معمولا در مطالعات آزادم میگنجونم بحث های مدیریتی است. در خاطرم هست یکی از دوستان پس از کارشناسی که با هم مهندسی مکانیک میخوندیم قصد داشت برای ارشد MBA را دنبال کنه. اون موقع این کار دوستم را اشتباه محض میدونستم. تا اینکه همین دانشگاه ما قبول شد و پس از افزایش اطلاعات من در مورد این رشته و روند پیشرفت دوستم، متوجه شدم که راه درستی را پیش گرفته. یکی از اساتید دوستم، مهندس محمدرضا شعبانلی است که به پیشنهاد او حدود دوسال و نیم پیش با سایتش و مقالاتش آشنا شدم.

اخیرا یک پستی در مورد تجربیات ده ساله وبلاگ نویسیش بیان کرده که برام خیلی خیلی جالب بود و گفتم با شما در میون بذارم. درجایی از این مقاله حرف فوق العاده سنگینی میزنه. اون کسی است که مهندسی مکانیک را در دانشگاه شریف و با شاگرد اولی فارغ التحصیل شده است. با این وجود میگه اگر تجربه الان را داشتم و از من میپرسیدند بین ورود به دانشگاه و وبلاگ نویسی کدام را انتخاب میکنی قطعا وبلاگ نویسی را برمی گزیدم.

۱ نظر ۰۹ آبان ۹۴ ، ۰۹:۵۴
عماد صادق زاده

در خاطر دارم زمانی که در رشته مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی اصفهان پذیرفته شدم، پس از مدتی به همت شورای صنفی دانشکده، یک جلسه معارفه برگزار شد. قبل از مراسم فکر می کردیم مثلا برای آشنا شدن دانشجویان با همدیگر قرار است خودمان را معرفی کنیم و ... .خلاصه در اون مراسم، رئیس دانشکده، معاونان او و مسئول مرکز مشاوره حضور داشت. زمانی که دکتر شیرانی رئیس دانشکده برای سخنرانی روی سن رفتند را هیچ گاه فراموش نمی کنم. ایشان گفتند در این دانشگاه از دانشجو و کارمند گرفته تا استاد و روسا را می توان به دو دسته تقسیم بندی کرد. عده ای هستند که سعی دارند با مطرح کردند نام دانشگاه به عنوان محل کار یا تحصیل خود را بالا بکشند و دسته دوم کسانی هستند که با فعالیت ها و رفتار خود نام دانشگاه را بالا می کشند. از اون روز به بعد همیشه پیش خودم دوست داشتم افراد را توی یکی از این دو دسته بگنجانم.

چند وقتی است این حرف دکتر شیرانی مثل خوره افتاده به جونم. مرتب پیش خودم میگم یعنی من جزء کدام دسته ام. نشانه های شناسایی هم ساده است. عباراتی مثل "من فارغ التحصیل (دانشجو) دانشگاه ... هستم." یا "ما دانشجویای دانشگاه ... همه فلان ویژگی را داریم" یا "من دانشگاه ... باید یه همچین کاری کنم!" نشان دهنده اینه که هویت خودت را زیر برچسب فلان دانشگاه یا دانشکده تعریف می کنی. یه بررسی ساده هم بهم نشون میده که با توجه به این که کار خاصی نکردم هنوز توی دسته اول می گنجم. ولی حداقل خوشحالم که دوست ندارم تا 5 سال دیگه توی این دسته بمونم.

البته من منکر این قضیه نیستم که شما به هرحال لازمه یه جایی خودت را معرفی کنی یا اصلا دوست داری به دانشگاهت افتخار کنی. ولی این قضیه فرق میکنه با این که از اعتبارش هزینه کنی. دوستم تعریف می کرد یه زمانی رفته بود برای مصاحبه شغلی یکی از شرکت های مستقر در شیراز. مدیر عامل وقتی فهمیده بود که دوستم فارغ التحصیل دانشگاه صنعتی اصفهانه، خیلی خوشش اومده بود. گفته بود قبلا هم چندتا از فارغ التحصیلان اونجا توی مجموعه کار می کردند و منشا خدمات شایسته ای برای شرکت بودند. خوب به نظر من شمایی که میری برای استخدام و بعد هم استخدام میشی. حواست باشه. داری اول کار هزینه می کنی از اسم دانشگاهت. پس حواست باشه بعد اون مدت کار، همون قدر که هزینه که کردی را برگردونی.

۳ نظر ۰۳ تیر ۹۴ ، ۱۶:۰۹
عماد صادق زاده