گسترش دانش و تجربه مهندسی

در این وبلاگ قصد داریم به موضوعاتی که اشخاص از زمان ورود به رشته مهندسی تا تبدیل شدن به یک مهندس مجرب با آن درگیر هستند، پرداخته شود

گسترش دانش و تجربه مهندسی

در این وبلاگ قصد داریم به موضوعاتی که اشخاص از زمان ورود به رشته مهندسی تا تبدیل شدن به یک مهندس مجرب با آن درگیر هستند، پرداخته شود

دنیای مهندسی، دنیای پر رمز و رازی است. در گذشته شاهد آن بودیم که هر رشته مهندسی قصد داشت با ایجاد مرزهایی، گرایش هایی را پدید آورد که تخصصی تر به حوزه های مزبور پرداخته شود. ولی با گسترش دانش، نه تنها مرزهای درون رشته ای کمرنگ شد، بلکه مرزهای برون رشته ای نیز اهمیت خود را از دست داد. هم اکنون یک مهندس نمی تواند بگوید از آن جا که در رشته من به این موضوع پرداخته نشده است، من این زمینه کاری دارای این موضوع را نخواهم پذیرفت. بنابراین شاهد هستیم یک استاد ریاضی در زمینه هوش مصنوعی فعالیت می کند. استاد مکانیک، پروژه هایی در زمینه ابررایانه انجام می دهد و ... .بنده با وجود آن که در زمینه مهندسی مکانیک مطالعه داشته ام، ولی به دلیل اشتراکات فراوان مخصوصا در سال های ابتدایی، برای سایر رشته ها هم مطالعه این وبلاگ خالی از فایده نخواهد بود. از طرف دیگر با مطالعه تاریخ مهندسی می بینیم که سایر رشته های مهندسی از پهلوی این مادر بیرون آمده اند.

۱۱ مطلب با موضوع «مشاوره و تجربیات» ثبت شده است

پیش نوشت: عدم پیگیری فعالیتی مثبت باعث میشه که اون فعالیت که هنوز در روند زندگی یک فرد جا باز نکرده به راحتی حذف بشه. خدا را شکر بعد از یه مدت دوباره قسمت شد اینجا بیام. 


کمتر از یک ماه به آزمون کارشناسی دانشگاه ها باقی مانده و صدای نفس نفس زدن کنکوری ها به وضوح شنیده می شود. وقتی وضعیت این دوستان را می بینم یاد روزهای خودم می افتم که انصافا به سختی گذشت اون هم به خاطر عدم آگاهی و جو منفی. به نظر می رسد که کنکوری ها در یک ماراتونی می دوند که نمی دانند چه مسیری بروند، چگونه بروند و مقصد کجا باید باشد. همه را می بینند در حال دویدن و این ها نیز می دوند و وقتی به آن انتهای مجازی رسیدند متوجه می شوند سرابی بیش نبوده است.

دوستان بدانید آنچه که جامعه، خانواده و اطرافیانتان به شما القا می کنند الزاما بهترین گزینه نیست. چرا فکر می کنید اگر با هزار زور و ضرب در رشته تاپ مثل پزشکی تحصیل کنید آینده شما تامین است و شما فرد بااستعداد و زرنگی تلقی می شوید. اول از همه به شما می گویم علایق خود را شناسایی کنید. فعالیتهایی که واقعا باعث شادی شما می شود یا از انجام دادن اون نه تنها به عنوان یک کار بلکه به عنوان تفریح لذت می برید. هم چنین شانس ها و موقعیت های کاری اطراف خودتان را بررسی کنید. اگر پدر، برادر و یا سایر بستگان در زمینه ای مشغول هستند و احساس می کنید که می توانید در آن زمینه موفق ظاهر شوید حتما آن را نیز درنظر داشته باشید.

با بررسی موارد بالا و احتمالا مشاوره گرفتن از افراد شایسته می توانید به جمع بندی خوبی برسید و به درستی و مستقیم به سمت هدف خود حرکت کنید. کسی که مسیر را به درستی انتخاب کند حتما بداند که از نظر مالی و موقعیت اجتماعی هم به جایگاهی درخور دست پیدا می کند.

انشاءالله با انتخاب درست خود باعث شوید که دانش آموختگان یک رشته در حرفه مربوط به همان رشته وارد شوند و هم چنین از ضعف هایی که جامعه در اثر نپرداختن به برخی زمینه ها همچون علوم انسانی و مدیریتی می برد کمتر رنج ببرد و افرادی قدرتمند اصلاحاتی عمیق را باعث شوند.


پیروز و پایدار باشید

۰ نظر ۲۱ خرداد ۹۶ ، ۲۲:۱۶
عماد صادق زاده

یک قانون 80-20 وجود داشت که میگفت شما از 20 درصد تلاشهاتون، 80 درصد نتیجه را به دست می آورید. وقتی انسان روی کاغذ این تئوری را می خونه، باورش براش خیلی سخته. یه جوری اصلا دوست نداره باورش کنه. چرا؟ چون یعنی اگه من امروز 10 ساعت کتاب خوندم، به طورتقریبی 8 ساعتش پرت. فقط 2 ساعتش هست که به دردم میخوره. شاید یه برداشت دیگه هم داشت و اون اینکه بازده در حد 20 درصده. 

یه زمانی میدیدم طرف مهندس عمرانه ولی داره ریاضی درس میده. خیلی برام عجیب بود. هرچی با خودم فکر میکردم داستان از چه قراره، بازم قابل هضم نبود. ببینید دوستان. تا زمانی که وارد گود نشید قضاوتی که میکنید دور از واقعیته. باید لمس کرد زندگی را. باید خودت را جای طرف بذاری و بعد در موردش حرف بزنی. 

اینها یه پیش درآمدی بودند برای بحث کار دوم. کاری که ممکنه 20 درصد از نظر انرژی و وقت براش سرمایه گذاری کردید، ولی 80 درصد درآمدتون را براتون رقم بزنه. ولی به نظر من نمیشه به راحتی از اون 80 درصد بقیه انرژی که گذاشتید به راحتی گذشت. من به شخصه تاثیر پنهانی اون را درک کردم. یه جوری میشه گفت اون 80 درصد فونداسیون بنایی است که فقط 20 درصدش معلومه. اون 80 درصد زیرخاکه.

میتونید با یه جستجوی ساده، خیل بیشماری از کسب و کارها را پیدا کنید که ایده پردازان اون در حد یه شغل دوم بهش نگاه می کردند. یه کار تفریحی. یه کار عشقی. یه کاری که ذوق و علاقه شون توش بوده. میخوام به تو دوست عزیزم بگم حواست به اون کار باشه. نذار شغل اول کل فکر و ذهن و انرژیت را بگیره. یه جایی هم برای عشقت بذار.


۱ نظر ۱۲ خرداد ۹۵ ، ۰۱:۰۱
عماد صادق زاده

پیش نوشت: آدم بعضی مواقع یه حرفایی می زنه که خودش هم صد در صد بهش اعتقاد نداره. چون اگه اعتقاد کامل داشت بهش عمل می کرد. (اشاره به نامنظمی خودم و ...)

ما که قبل از این که به سمت بازار کار نزدیک بشیم، سعی می کردیم آمار داشته باشیم. بنابراین اگه نمایشگاهی چه داخل دانشگاه چه بیرون برگزار می شد، سعی می کردم شرکت کنم. یه جمله کلیشه ای که اکثر به اصطلاح مهندسها می گفتند این بود: "آقا اونچه در دانشگاه خوندید باید بریزید دور. اینجا برای خودش دنیای دیگری است." به قول دکتر سلطانی (استاد مکانیک دانشگاه تهران- رییس دانشکده مکانیک)، هم آره هم نه. به نظرم نه اش پررنگ تره. با این دید اگر فرد وارد بازار کار بشه امید پیشرفتش هست. وگرنه میشه دنباله رو دیگران. حتی اگر به نظر دیگران موفق بیاد. الان دیگران چه کسی را موفق می نامند. کسی که ظاهرش دو تومن به بالا قیمت داشته باشه. خوب این فرد میشه قطعه ساز برای این خودرویی که همه ازش می نالند. ولی خوب با دوتا زدوبند تونسته پول به جیب بزنه. ولی این نمیشه مهندس. نه از این بابت می گم که طرف باید چشماش را باز کنه. مهندس بخش بهش میگه این کار را بکن. ولی با یه مروری روی درس طراحی اجزا یادش بیاد میشه همچین بهینه سازی هم انجام داد و هزینه ها را کاهش داد. بعد با دلیل و مدرک طرف را قانع کنه. آره از این جهت که نباید فکر کنه حالا که چهار سال دانشگاه تو رشته مهندسی خونده دیگه عالم دهره و مثلا به یه تکنسین با 20 سال سابقه توجهی نشون نده.

کسب تجربه و درعین حال درخاطرداشتن اصول و فنون مهندسی آکادمیک، باعث میشه که کار با صبر و حوصله یه مرحله به پیش برده بشه. البته دوستان تازه وارد به کار باید بدونند که همیشه اون اینرسی قبلی موجود در محیط کار مانع از تغییر پیشنهادی شما می شود. ولی نباید بی خیال شد. باید به پیش رفت تا آخر روزی بفهمند راه درست همین است.



۰ نظر ۰۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۰:۰۵
عماد صادق زاده

تاکنون در مصاحبه های شغلی گوناگونی شرکت کرده ام. از شرکتی که در یک خانه کلنگی به مساحت حدود 60 متر با 3 نفر نیرو که یک نفرشان در پارکینگ کارگری می کرد تا شرکتی که مدعی منسجم ترین مدیریت با پیشرفته ترین محصولات است. از مجموعه ای که حقوق سه ماه آزمایشی ماهانه 50% حقوق مصوب وزارت کار است و پس از سه ماه واریز می شود تا صنعتی که همان ابتدای کار حقوقی در حدود 2 میلیون تومان پیشنهاد می کند. هرکدام هم روند استخدام مخصوص به خود را دارند. بعضی ها پس از مصاحبه اولیه بلافاصله مشغول به کار می شوی. بعضی حتی تا 9 ماه باید سماق بمکی.

اما مطلبی که می خواهم در اینجا مطرح کنم مربوط به خود جلسه مصاحبه است. مصاحبه ممکن است کاملا برمبنای رزومه و انتظارات طرفین باشد و هرکدام ارزیابی کنند که آیا درصورت توافق، این معامله برایشان ارزش افزوده دارد یا نه. به همین دلیل مصاحبه کننده سعی می کند با بررسی روند تحصیلی و سابقه شغلی و آگاهی از برنامه آتی او و مقایسه با جایگاهی که برای او درنظر گرفته است برای استخدام فرد تصمیم بگیرد.

از طرف دیگر برخی مصاحبه ها سعی دارند بیشتر اطلاعات فنی مصاحبه شونده را شخم بزنند. یعنی مباحثی که مثلا در طول 5 سال یا بیشتر آموخته، او باید در عرض نیم ساعت فراخوانی کند. در بعضی موارد که فرد فاصله زیادی با زمان تحصیل خود دارد این بحران وخیم تر می گردد. 

حال روی سخن من با آن مصاحبه کننده ای است که مثلا یک نما از نقشه مانند زیر را جلوی فرد می گذارد و می گوید دونمای دیگر را ترسیم کن. درسی که مثلا 10 سال پیش با آن درگیر بوده است. من دوست دارم بدانم از طرح این چنین سوالاتی دنبال چه می گردند. وقتی شمایی که به عنوان مهندس عمری را مشغول تحصیل و پس از آن احیانا کار بوده اید آیا برایتان کاری دارد در عرض چندروز مروری بر آن مباحث داشته باشید و همه چیز را به خاطر آورید. اما به نظر می رسد اگر این گونه سوالات مغرضانه مطرح نشود فرد از نظر درونی ارضا نشده است. احساس می کند که رزومه بازگوشده بالاتر از خودش است. پس باید به نوعی خط بطلانی بر آن بکشد و این با مطرح کردن سوالی از مباحث پایه ای مهندسی به صورت دشوار میسر می شود.

تجربه نشان داده است که آمادگی ذهنی بالا و اعتماد به نفس نقش مهمی در ارائه مناسب توانایی های مصاحبه شونده دارد. ممکن است یک سوال از طراحی اجزاء مطرح شود. پس از آن مباحث رزومه ای و برنامه های آینده به زبان انگلیسی پرسیده شود. و به همین ترتیب.

یکی از جالب ترین وجوه رشته های فنی به ویژه مهندسی مکانیک گستردگی فوق العاده زیاد آن است. این مطلب از یک طرف دست فارغ التحصیلان این رشته را باز می گذارد تا زمینه مورد علاقه مطالعاتی و شغلی را انتخاب کنند. از طرف دیگر یک چالش عمده برای مهندسان تازه وارد یا جویای کار است. به عنوان مثال طرف درمورد چرخدنده ها تنها در حد یک مبحث از مباحث طراحی اجزا 2 اطلاعات دارد. این درصورتی است که در مصاحبه یا پس از استخدام انتظار یک مهندس باسابقه از این فرد دارند و درنتیجه صنعتگر دانشگاه را زیرسوال می برد و بدین ترتیب از آموزش مهندس تازه وارد و ایجاد حلقه ای بین آموخته ها و آنچه در عمل پیاده می شود سر باز می زند و نهایتا این می شود که صنعت چیز جدیدی به ندرت از خود بیرون می دهد. تنها مصرف کننده تکنولوژی است. چون در ابتدای ورود به او گفته می شود هرچه آموخته ای به جز سطل زباله کاربرد دیگری ندارد.

در عکس زیر جواب سوال بالا که در نرم افزار سالیدورکس رسم شده است، به نمایش گذاشته است. 

drawing




۰ نظر ۲۹ بهمن ۹۴ ، ۲۰:۳۷
عماد صادق زاده

من سعی می کنم هراز گاهی نگاهی به خارج از رشته خودم داشته باشم. یکی از زمینه هایی که معمولا در مطالعات آزادم میگنجونم بحث های مدیریتی است. در خاطرم هست یکی از دوستان پس از کارشناسی که با هم مهندسی مکانیک میخوندیم قصد داشت برای ارشد MBA را دنبال کنه. اون موقع این کار دوستم را اشتباه محض میدونستم. تا اینکه همین دانشگاه ما قبول شد و پس از افزایش اطلاعات من در مورد این رشته و روند پیشرفت دوستم، متوجه شدم که راه درستی را پیش گرفته. یکی از اساتید دوستم، مهندس محمدرضا شعبانلی است که به پیشنهاد او حدود دوسال و نیم پیش با سایتش و مقالاتش آشنا شدم.

اخیرا یک پستی در مورد تجربیات ده ساله وبلاگ نویسیش بیان کرده که برام خیلی خیلی جالب بود و گفتم با شما در میون بذارم. درجایی از این مقاله حرف فوق العاده سنگینی میزنه. اون کسی است که مهندسی مکانیک را در دانشگاه شریف و با شاگرد اولی فارغ التحصیل شده است. با این وجود میگه اگر تجربه الان را داشتم و از من میپرسیدند بین ورود به دانشگاه و وبلاگ نویسی کدام را انتخاب میکنی قطعا وبلاگ نویسی را برمی گزیدم.

۱ نظر ۰۹ آبان ۹۴ ، ۰۹:۵۴
عماد صادق زاده