گسترش دانش و تجربه مهندسی

در این وبلاگ قصد داریم به موضوعاتی که اشخاص از زمان ورود به رشته مهندسی تا تبدیل شدن به یک مهندس مجرب با آن درگیر هستند، پرداخته شود

گسترش دانش و تجربه مهندسی

در این وبلاگ قصد داریم به موضوعاتی که اشخاص از زمان ورود به رشته مهندسی تا تبدیل شدن به یک مهندس مجرب با آن درگیر هستند، پرداخته شود

دنیای مهندسی، دنیای پر رمز و رازی است. در گذشته شاهد آن بودیم که هر رشته مهندسی قصد داشت با ایجاد مرزهایی، گرایش هایی را پدید آورد که تخصصی تر به حوزه های مزبور پرداخته شود. ولی با گسترش دانش، نه تنها مرزهای درون رشته ای کمرنگ شد، بلکه مرزهای برون رشته ای نیز اهمیت خود را از دست داد. هم اکنون یک مهندس نمی تواند بگوید از آن جا که در رشته من به این موضوع پرداخته نشده است، من این زمینه کاری دارای این موضوع را نخواهم پذیرفت. بنابراین شاهد هستیم یک استاد ریاضی در زمینه هوش مصنوعی فعالیت می کند. استاد مکانیک، پروژه هایی در زمینه ابررایانه انجام می دهد و ... .بنده با وجود آن که در زمینه مهندسی مکانیک مطالعه داشته ام، ولی به دلیل اشتراکات فراوان مخصوصا در سال های ابتدایی، برای سایر رشته ها هم مطالعه این وبلاگ خالی از فایده نخواهد بود. از طرف دیگر با مطالعه تاریخ مهندسی می بینیم که سایر رشته های مهندسی از پهلوی این مادر بیرون آمده اند.

۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مهندس موفق» ثبت شده است

پیش نوشت: باید توجه کنیم زمانی که داشته های یک نفر را می بینیم، نداشته ها و داشته هایی که از دست داده تا به این داشته جدید برسه را هم یا از خودمون بپرسیم یا از خودش.


یه مواقعی میشه یه ضربه بهت میخوره که یه مدت بیهوشی. نمی دونی چی شد اینجوری شد. کی اتفاق افتاد. اصلا کی زد. بعدش باورش هم برات سخته. چون تصورش هم برات سخت بوده. خب تا اینجای کار سنگین بوده و یه جورایی از دست تو الان خارجه. ولی از این به بعدش را تو تعیین می کنی چه اتفاقی در ادامه بیفته. من همیشه به خودم و اطرافیانم میگم. مهارت حل مساله. در درس ریاضی یا دروس مهندسی دقیقا مساله را برای خودمون مشخص می کردیم. من الان چه امکاناتی دارم. چه توانایی هایی وجود دارد. سوال دقیقا چی هست. پیشفرض هایی که میشه درنظر گرفت چیه و نهایتا بررسی روش های مختلف حل مساله.

این اتفاق برای من حدود دوماه پیش افتاد. یعنی یکی از دوستام ازقصد یا بدون قصد را نمیدونم ولی قسمتی از پروژه من را برداشت و تقریبا سه ماه زندگی منو عقب انداخت. اون لحظه اینقدر فکرم مشغول بود که حتی گمان میکردم نکنه اصلا کل کارم زیرسوال بره و روز از نو روزی از نو. نهایتا یه مشاوره خوب از یکی از دوستانم باعث شد تا راهی جلوم بذاره و البته اون دوستم هم قبول کرد که اشتباه کرده و خدا را شکر ختم به خیر شد.

امیدوارم در زندگیتون بی سابقه نداشته باشید و اگر هم روبرو شدید باصبر، متانت، مشاوره با خردمندان و تلاش بتونید قضیه را حل و فصل کنید.

با آرزوی بهترین ها


۱ نظر ۰۳ آذر ۹۵ ، ۱۷:۱۰
عماد صادق زاده

یک قانون 80-20 وجود داشت که میگفت شما از 20 درصد تلاشهاتون، 80 درصد نتیجه را به دست می آورید. وقتی انسان روی کاغذ این تئوری را می خونه، باورش براش خیلی سخته. یه جوری اصلا دوست نداره باورش کنه. چرا؟ چون یعنی اگه من امروز 10 ساعت کتاب خوندم، به طورتقریبی 8 ساعتش پرت. فقط 2 ساعتش هست که به دردم میخوره. شاید یه برداشت دیگه هم داشت و اون اینکه بازده در حد 20 درصده. 

یه زمانی میدیدم طرف مهندس عمرانه ولی داره ریاضی درس میده. خیلی برام عجیب بود. هرچی با خودم فکر میکردم داستان از چه قراره، بازم قابل هضم نبود. ببینید دوستان. تا زمانی که وارد گود نشید قضاوتی که میکنید دور از واقعیته. باید لمس کرد زندگی را. باید خودت را جای طرف بذاری و بعد در موردش حرف بزنی. 

اینها یه پیش درآمدی بودند برای بحث کار دوم. کاری که ممکنه 20 درصد از نظر انرژی و وقت براش سرمایه گذاری کردید، ولی 80 درصد درآمدتون را براتون رقم بزنه. ولی به نظر من نمیشه به راحتی از اون 80 درصد بقیه انرژی که گذاشتید به راحتی گذشت. من به شخصه تاثیر پنهانی اون را درک کردم. یه جوری میشه گفت اون 80 درصد فونداسیون بنایی است که فقط 20 درصدش معلومه. اون 80 درصد زیرخاکه.

میتونید با یه جستجوی ساده، خیل بیشماری از کسب و کارها را پیدا کنید که ایده پردازان اون در حد یه شغل دوم بهش نگاه می کردند. یه کار تفریحی. یه کار عشقی. یه کاری که ذوق و علاقه شون توش بوده. میخوام به تو دوست عزیزم بگم حواست به اون کار باشه. نذار شغل اول کل فکر و ذهن و انرژیت را بگیره. یه جایی هم برای عشقت بذار.


۱ نظر ۱۲ خرداد ۹۵ ، ۰۱:۰۱
عماد صادق زاده

پیش نوشت: آدم بعضی مواقع یه حرفایی می زنه که خودش هم صد در صد بهش اعتقاد نداره. چون اگه اعتقاد کامل داشت بهش عمل می کرد. (اشاره به نامنظمی خودم و ...)

ما که قبل از این که به سمت بازار کار نزدیک بشیم، سعی می کردیم آمار داشته باشیم. بنابراین اگه نمایشگاهی چه داخل دانشگاه چه بیرون برگزار می شد، سعی می کردم شرکت کنم. یه جمله کلیشه ای که اکثر به اصطلاح مهندسها می گفتند این بود: "آقا اونچه در دانشگاه خوندید باید بریزید دور. اینجا برای خودش دنیای دیگری است." به قول دکتر سلطانی (استاد مکانیک دانشگاه تهران- رییس دانشکده مکانیک)، هم آره هم نه. به نظرم نه اش پررنگ تره. با این دید اگر فرد وارد بازار کار بشه امید پیشرفتش هست. وگرنه میشه دنباله رو دیگران. حتی اگر به نظر دیگران موفق بیاد. الان دیگران چه کسی را موفق می نامند. کسی که ظاهرش دو تومن به بالا قیمت داشته باشه. خوب این فرد میشه قطعه ساز برای این خودرویی که همه ازش می نالند. ولی خوب با دوتا زدوبند تونسته پول به جیب بزنه. ولی این نمیشه مهندس. نه از این بابت می گم که طرف باید چشماش را باز کنه. مهندس بخش بهش میگه این کار را بکن. ولی با یه مروری روی درس طراحی اجزا یادش بیاد میشه همچین بهینه سازی هم انجام داد و هزینه ها را کاهش داد. بعد با دلیل و مدرک طرف را قانع کنه. آره از این جهت که نباید فکر کنه حالا که چهار سال دانشگاه تو رشته مهندسی خونده دیگه عالم دهره و مثلا به یه تکنسین با 20 سال سابقه توجهی نشون نده.

کسب تجربه و درعین حال درخاطرداشتن اصول و فنون مهندسی آکادمیک، باعث میشه که کار با صبر و حوصله یه مرحله به پیش برده بشه. البته دوستان تازه وارد به کار باید بدونند که همیشه اون اینرسی قبلی موجود در محیط کار مانع از تغییر پیشنهادی شما می شود. ولی نباید بی خیال شد. باید به پیش رفت تا آخر روزی بفهمند راه درست همین است.



۰ نظر ۰۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۰:۰۵
عماد صادق زاده

در ادامه بحث یادگیری نرم افزار سالیدورکس و قابلیت های منحصر به فرد آن، می توانم به امکان حرکت و ضبط فیلم آن اشاره کنم. به عنوان مثال شما دستگاهی را طراحی می کنید که دارای جزییاتی است که به چشم نمی آید. هم چنین شما می خواهید همچون دنیای واقع، دستگاه مورد نظر را از جهات و زوایای گوناگون بررسی کنید. حتی امکان مشاهده عملکرد و مکانیزم حرکتی وجود دارد. معمولا این گونه کارها توسط نرم افزارهای تخصصی انیمیشن مانند 3D-Max انجام می شود. ولی در یک سطح پایین تر همان کارها را می توان در خود نرم افزار سالیدورکس به انجام رسانید و از آن فیلم تهیه کرد. یکی از کاربردهای حرفه ای برای این بخش، آموزش نحوه مونتاژ مجموعه است.

فرض کنید شما یک مجموعه مونتاژی دارید که بدنه بیرونی مانع از مشاهده اجزای درونی می شود. بنابراین می توانید با رفتن به زبانه motion از نرم افزار بخواهید تا ثانیه 10 تنها بدنه بیرونی قابل نمایش باشد به اضافه اینکه یه دوران 360 درجه حول محوری که خودتان تعریف می کنید داشته باشید. پس از آن ورود اولین قطعات با توجه به ترتیب مونتاژ به داخل بدنه دستگاه را به تصویر بکشید. لازم به ذکر است در هر مرحله قابلیت تغییر نورپردازی و شفافیت وجود دارد. پس از آن قطعات مونتاژی در مرحله دو و به همین ترتیب تا آخر. از امکان دوران در حین مونتاژ برای ارائه زوایای پنهان مجموعه مونتاژی می توان بهره برد. لازم به ذکر است برای انجام هرکدام از کارهای اضافه کردن قطعات به مجموعه مونتاژی یا برداشتن آنها لازم است یک مجموعه انفجاری (Exploded view) از قبل تعریف شده باشد.

برای یادگیری کامل این مبحث توصیه می شود، در خود سالیدورکس، بخش tutorial، سپس design evaluation and simulation انتخاب گردد. در آن جا اولین مجموعه آموزشی پویانمایی (animation) است که به صورت تصویری این قابلیت توضیح داده شده است.


۰ نظر ۱۴ آبان ۹۴ ، ۱۰:۱۱
عماد صادق زاده

من سعی می کنم هراز گاهی نگاهی به خارج از رشته خودم داشته باشم. یکی از زمینه هایی که معمولا در مطالعات آزادم میگنجونم بحث های مدیریتی است. در خاطرم هست یکی از دوستان پس از کارشناسی که با هم مهندسی مکانیک میخوندیم قصد داشت برای ارشد MBA را دنبال کنه. اون موقع این کار دوستم را اشتباه محض میدونستم. تا اینکه همین دانشگاه ما قبول شد و پس از افزایش اطلاعات من در مورد این رشته و روند پیشرفت دوستم، متوجه شدم که راه درستی را پیش گرفته. یکی از اساتید دوستم، مهندس محمدرضا شعبانلی است که به پیشنهاد او حدود دوسال و نیم پیش با سایتش و مقالاتش آشنا شدم.

اخیرا یک پستی در مورد تجربیات ده ساله وبلاگ نویسیش بیان کرده که برام خیلی خیلی جالب بود و گفتم با شما در میون بذارم. درجایی از این مقاله حرف فوق العاده سنگینی میزنه. اون کسی است که مهندسی مکانیک را در دانشگاه شریف و با شاگرد اولی فارغ التحصیل شده است. با این وجود میگه اگر تجربه الان را داشتم و از من میپرسیدند بین ورود به دانشگاه و وبلاگ نویسی کدام را انتخاب میکنی قطعا وبلاگ نویسی را برمی گزیدم.

۱ نظر ۰۹ آبان ۹۴ ، ۰۹:۵۴
عماد صادق زاده