گسترش دانش و تجربه مهندسی

در این وبلاگ قصد داریم به موضوعاتی که اشخاص از زمان ورود به رشته مهندسی تا تبدیل شدن به یک مهندس مجرب با آن درگیر هستند، پرداخته شود

گسترش دانش و تجربه مهندسی

در این وبلاگ قصد داریم به موضوعاتی که اشخاص از زمان ورود به رشته مهندسی تا تبدیل شدن به یک مهندس مجرب با آن درگیر هستند، پرداخته شود

دنیای مهندسی، دنیای پر رمز و رازی است. در گذشته شاهد آن بودیم که هر رشته مهندسی قصد داشت با ایجاد مرزهایی، گرایش هایی را پدید آورد که تخصصی تر به حوزه های مزبور پرداخته شود. ولی با گسترش دانش، نه تنها مرزهای درون رشته ای کمرنگ شد، بلکه مرزهای برون رشته ای نیز اهمیت خود را از دست داد. هم اکنون یک مهندس نمی تواند بگوید از آن جا که در رشته من به این موضوع پرداخته نشده است، من این زمینه کاری دارای این موضوع را نخواهم پذیرفت. بنابراین شاهد هستیم یک استاد ریاضی در زمینه هوش مصنوعی فعالیت می کند. استاد مکانیک، پروژه هایی در زمینه ابررایانه انجام می دهد و ... .بنده با وجود آن که در زمینه مهندسی مکانیک مطالعه داشته ام، ولی به دلیل اشتراکات فراوان مخصوصا در سال های ابتدایی، برای سایر رشته ها هم مطالعه این وبلاگ خالی از فایده نخواهد بود. از طرف دیگر با مطالعه تاریخ مهندسی می بینیم که سایر رشته های مهندسی از پهلوی این مادر بیرون آمده اند.

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تجربه» ثبت شده است

پیش نوشت 1: ارتباط این پست را با مهندسی بیابید!!!

باتوجه به دوسفر انجام شده توسط نزدیکان به گرجستان، برنامه داشتم که حتما به این کشور سفر کنم و باتوجه به نزدیک بودن این کشور و مناسب بودن هزینه ها، سفر به این کشورها طرح ریزی شد. در این سفر دوست داشتم حدود دو هفته ای در این کشور سپری شود که با توجه به کمبود وقت و مرخصی دوستان همسفر، کل سفر در دوازده روز بسته شد. نزدیکی ارمنستان باعث شد که در مسیر بازگشت نیز دو شب به ایروان اختصاص داده شود. در برنامه ریزی اولیه این شهرها و روستاها در برنامه قرار داشت: باتومی، مستیا، تفلیس، کازبگی و ایروان. این سفر اواخر خرداد 1396 صورت گرفت.

شب ساعت دوازده و بیست دقیقه بامداد  با تاکسی گرفته شده از تپسی به سمت خانه دوستان حرکت کردیم. اولین چالش زمانی خودش را نشان داد که راننده می گفت شما دارید یک مقصد اضافه می کنید این در حالی بود که من اولین مقصد را خانه همسفران قرار دادم و مقصد دو پایانه کاوه که مجموع هزینه ها 8500 تومان توسط برنامه تپسی برآورده شد. راننده رند قصد داشت از این طریق شش هزار تومانی بیشتر بگیرد که با هوشیاری ما و نشان دادن چند مقصد روی گوشی خودش فهمید که پشت گوش ما مخملی نیست. نهایتا حدود ساعت یک بامداد با اتوبوس شرکت ایران پیما راهی تهران-پایانه غرب شدیم.

روز اول سفر

پس از پیاده شدن در میدان آزادی و طی مسیری در حدود ربع ساعت به پایانه غرب رسیدیم که ساعت حدود 7 صبح بود. صبحانه مختصری از لقمه های آورده شده و تخم مرغ و قهوه سفارش داده شده صرف شد. حدود ساعت نه و نیم همسفر 4 نیز به ما افزوده شد. حرکت اتوبوس ساعت 10 توسط شرکت گیتی پیما برنامه ریزی شده بود که می گفتند پس از حرکت اتوبوس استانبول، نوبت شما خواهد بود. نهایتا پس از سوار شدن و چک پاسپورتها و بارگیری حدود ساعت 11 اتوبوس به راه افتاد. تبریز برای سوار کردن دو مسافر توقف داشت و پس از آن برای شام در رستوران توقف داشت که فقط یک سالاد و یک سوپ خوردیم. نهایتا حدود ساعت دوازده شب به مرز بازرگان رسیدیم. چمدانها و کوله پشتی ها قرار داده شد و سگ های مواد یاب از بین آنها عبور کردند. 25000 هزار تومان عوارض خروج از کشور از طریق باجه پرداخت شد و اندکی پول از باجه خودپرداز بانک ملی برداشت کردیم.

مهر خروج از طرف ایران زده شد. آن طرف مهر ورود به ترکیه و بازرسی کوله ها توسط ماموران ترک. متاسفانه هموطنان به دلیل تفاوت قیمت سیگار، مقدار زیادی سیگار با خود حمل می کردند که همه توسط ماموران گرفته شد. در نهایت حدود دو ساعت و نیم در مرز معطل بودیم تا اتوبوس ما رد شود. دوباره کوله ها و چمدانها بار زده شد و این دفعه در ترکیه طی مسیر کردیم. تا ساعت حدود هفت صبح در خواب بودیم. پس از بیدار شدن با مناظر بدیعی روبرو شدیم که خستگی از تن ما زدود. همه جا سرسبز و خرم با یک نم سحرگاهی. پس از مدتی مسیر ما در کنار رودخانه بزرگی بود که هم جنگل دیدیم، هم رودخانه از آن طرف پل، سد و تونل. هم از آفریده پروردگار هم از دستاورد کردگار در شگفت شدیم که این جاده های پر پیچ و خم را کنار رود و کوه و جنگل چگونه ساخته اند و ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم.

۰ نظر ۱۶ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۰۶
عماد صادق زاده

پیش نوشت: آدم بعضی مواقع یه حرفایی می زنه که خودش هم صد در صد بهش اعتقاد نداره. چون اگه اعتقاد کامل داشت بهش عمل می کرد. (اشاره به نامنظمی خودم و ...)

ما که قبل از این که به سمت بازار کار نزدیک بشیم، سعی می کردیم آمار داشته باشیم. بنابراین اگه نمایشگاهی چه داخل دانشگاه چه بیرون برگزار می شد، سعی می کردم شرکت کنم. یه جمله کلیشه ای که اکثر به اصطلاح مهندسها می گفتند این بود: "آقا اونچه در دانشگاه خوندید باید بریزید دور. اینجا برای خودش دنیای دیگری است." به قول دکتر سلطانی (استاد مکانیک دانشگاه تهران- رییس دانشکده مکانیک)، هم آره هم نه. به نظرم نه اش پررنگ تره. با این دید اگر فرد وارد بازار کار بشه امید پیشرفتش هست. وگرنه میشه دنباله رو دیگران. حتی اگر به نظر دیگران موفق بیاد. الان دیگران چه کسی را موفق می نامند. کسی که ظاهرش دو تومن به بالا قیمت داشته باشه. خوب این فرد میشه قطعه ساز برای این خودرویی که همه ازش می نالند. ولی خوب با دوتا زدوبند تونسته پول به جیب بزنه. ولی این نمیشه مهندس. نه از این بابت می گم که طرف باید چشماش را باز کنه. مهندس بخش بهش میگه این کار را بکن. ولی با یه مروری روی درس طراحی اجزا یادش بیاد میشه همچین بهینه سازی هم انجام داد و هزینه ها را کاهش داد. بعد با دلیل و مدرک طرف را قانع کنه. آره از این جهت که نباید فکر کنه حالا که چهار سال دانشگاه تو رشته مهندسی خونده دیگه عالم دهره و مثلا به یه تکنسین با 20 سال سابقه توجهی نشون نده.

کسب تجربه و درعین حال درخاطرداشتن اصول و فنون مهندسی آکادمیک، باعث میشه که کار با صبر و حوصله یه مرحله به پیش برده بشه. البته دوستان تازه وارد به کار باید بدونند که همیشه اون اینرسی قبلی موجود در محیط کار مانع از تغییر پیشنهادی شما می شود. ولی نباید بی خیال شد. باید به پیش رفت تا آخر روزی بفهمند راه درست همین است.



۰ نظر ۰۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۰:۰۵
عماد صادق زاده

تاکنون در مصاحبه های شغلی گوناگونی شرکت کرده ام. از شرکتی که در یک خانه کلنگی به مساحت حدود 60 متر با 3 نفر نیرو که یک نفرشان در پارکینگ کارگری می کرد تا شرکتی که مدعی منسجم ترین مدیریت با پیشرفته ترین محصولات است. از مجموعه ای که حقوق سه ماه آزمایشی ماهانه 50% حقوق مصوب وزارت کار است و پس از سه ماه واریز می شود تا صنعتی که همان ابتدای کار حقوقی در حدود 2 میلیون تومان پیشنهاد می کند. هرکدام هم روند استخدام مخصوص به خود را دارند. بعضی ها پس از مصاحبه اولیه بلافاصله مشغول به کار می شوی. بعضی حتی تا 9 ماه باید سماق بمکی.

اما مطلبی که می خواهم در اینجا مطرح کنم مربوط به خود جلسه مصاحبه است. مصاحبه ممکن است کاملا برمبنای رزومه و انتظارات طرفین باشد و هرکدام ارزیابی کنند که آیا درصورت توافق، این معامله برایشان ارزش افزوده دارد یا نه. به همین دلیل مصاحبه کننده سعی می کند با بررسی روند تحصیلی و سابقه شغلی و آگاهی از برنامه آتی او و مقایسه با جایگاهی که برای او درنظر گرفته است برای استخدام فرد تصمیم بگیرد.

از طرف دیگر برخی مصاحبه ها سعی دارند بیشتر اطلاعات فنی مصاحبه شونده را شخم بزنند. یعنی مباحثی که مثلا در طول 5 سال یا بیشتر آموخته، او باید در عرض نیم ساعت فراخوانی کند. در بعضی موارد که فرد فاصله زیادی با زمان تحصیل خود دارد این بحران وخیم تر می گردد. 

حال روی سخن من با آن مصاحبه کننده ای است که مثلا یک نما از نقشه مانند زیر را جلوی فرد می گذارد و می گوید دونمای دیگر را ترسیم کن. درسی که مثلا 10 سال پیش با آن درگیر بوده است. من دوست دارم بدانم از طرح این چنین سوالاتی دنبال چه می گردند. وقتی شمایی که به عنوان مهندس عمری را مشغول تحصیل و پس از آن احیانا کار بوده اید آیا برایتان کاری دارد در عرض چندروز مروری بر آن مباحث داشته باشید و همه چیز را به خاطر آورید. اما به نظر می رسد اگر این گونه سوالات مغرضانه مطرح نشود فرد از نظر درونی ارضا نشده است. احساس می کند که رزومه بازگوشده بالاتر از خودش است. پس باید به نوعی خط بطلانی بر آن بکشد و این با مطرح کردن سوالی از مباحث پایه ای مهندسی به صورت دشوار میسر می شود.

تجربه نشان داده است که آمادگی ذهنی بالا و اعتماد به نفس نقش مهمی در ارائه مناسب توانایی های مصاحبه شونده دارد. ممکن است یک سوال از طراحی اجزاء مطرح شود. پس از آن مباحث رزومه ای و برنامه های آینده به زبان انگلیسی پرسیده شود. و به همین ترتیب.

یکی از جالب ترین وجوه رشته های فنی به ویژه مهندسی مکانیک گستردگی فوق العاده زیاد آن است. این مطلب از یک طرف دست فارغ التحصیلان این رشته را باز می گذارد تا زمینه مورد علاقه مطالعاتی و شغلی را انتخاب کنند. از طرف دیگر یک چالش عمده برای مهندسان تازه وارد یا جویای کار است. به عنوان مثال طرف درمورد چرخدنده ها تنها در حد یک مبحث از مباحث طراحی اجزا 2 اطلاعات دارد. این درصورتی است که در مصاحبه یا پس از استخدام انتظار یک مهندس باسابقه از این فرد دارند و درنتیجه صنعتگر دانشگاه را زیرسوال می برد و بدین ترتیب از آموزش مهندس تازه وارد و ایجاد حلقه ای بین آموخته ها و آنچه در عمل پیاده می شود سر باز می زند و نهایتا این می شود که صنعت چیز جدیدی به ندرت از خود بیرون می دهد. تنها مصرف کننده تکنولوژی است. چون در ابتدای ورود به او گفته می شود هرچه آموخته ای به جز سطل زباله کاربرد دیگری ندارد.

در عکس زیر جواب سوال بالا که در نرم افزار سالیدورکس رسم شده است، به نمایش گذاشته است. 

drawing




۰ نظر ۲۹ بهمن ۹۴ ، ۲۰:۳۷
عماد صادق زاده

به نظرم رسید که بخش جدیدی در این وبلاگ در نظر بگیرم و پروژه هایی که تاکنون انجام داده ام را به تدریج وارد آن کنم. در این پست قصد دارم یکی از پروژه های در زمینه جوشکاری پیشرفته که در مقطع کارشناسی ارشد انجام داده ام، خدمت شما ارائه کنم. به طور کلی در فرآیندهای جوشکاری ما قصد داریم که با توجه به نوع فرآیند (مثلا جوشکاری قوسی) و انتخاب ترکیب درستی از پارامترهای در دسترس از جمله ولتاژ و جریان الکتریکی، نوع الکترود، فاصله نوک الکترود تا سطح قطعه کار، سرعت حرکت و غیره، حالت بهینه ای از فرآیند ایجاد شود که ناحیه اتصال استحکامی برابر و یا حتی بیش از فلز پایه داشته باشد.

در قسمت زیر چکیده ای از پروژه مورد نظر ارائه شده است.

راه حل منابع حرارتی توزیع شده متحرک برروی یک صفحه نیمه بی‌نهایت، اطلاعاتی درمورد هردوی اندازه و شکل حوضچه جوش قوسی فراهم می‌کند. نتایج نشان می‌دهد که هردوی متغیرهای فرآیند جوشکاری (جریان، طول قوس و سرعت حرکت) و پارامترهای ماده (ضریب انتقال حرارتی) بر شکل جوش تاثیرات قابل توجهی می‌گذارند. پیش‌بینی‌های نظری با نتایج تجربی روی فولاد کربنی، فولاد ضدزنگ، تیتانیم و آلومینیوم تطابق قابل قبولی دارند.


پروژه جوشکاری پیشرفته
عنوان: Temperature Fields Produced by Traveling Distributed Heat Sources
حجم: 2.08 مگابایت

۰ نظر ۱۶ آبان ۹۴ ، ۲۳:۴۵
عماد صادق زاده

من سعی می کنم هراز گاهی نگاهی به خارج از رشته خودم داشته باشم. یکی از زمینه هایی که معمولا در مطالعات آزادم میگنجونم بحث های مدیریتی است. در خاطرم هست یکی از دوستان پس از کارشناسی که با هم مهندسی مکانیک میخوندیم قصد داشت برای ارشد MBA را دنبال کنه. اون موقع این کار دوستم را اشتباه محض میدونستم. تا اینکه همین دانشگاه ما قبول شد و پس از افزایش اطلاعات من در مورد این رشته و روند پیشرفت دوستم، متوجه شدم که راه درستی را پیش گرفته. یکی از اساتید دوستم، مهندس محمدرضا شعبانلی است که به پیشنهاد او حدود دوسال و نیم پیش با سایتش و مقالاتش آشنا شدم.

اخیرا یک پستی در مورد تجربیات ده ساله وبلاگ نویسیش بیان کرده که برام خیلی خیلی جالب بود و گفتم با شما در میون بذارم. درجایی از این مقاله حرف فوق العاده سنگینی میزنه. اون کسی است که مهندسی مکانیک را در دانشگاه شریف و با شاگرد اولی فارغ التحصیل شده است. با این وجود میگه اگر تجربه الان را داشتم و از من میپرسیدند بین ورود به دانشگاه و وبلاگ نویسی کدام را انتخاب میکنی قطعا وبلاگ نویسی را برمی گزیدم.

۱ نظر ۰۹ آبان ۹۴ ، ۰۹:۵۴
عماد صادق زاده